آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 17 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

دست نویس

یک روز که کسی نبود خانمی پیشش بمونه با من به اداره اومده بود الحق هم دخملی خیلی خوبی بود بالاخره بچه 5/4 ساله هست و در انجا اسم خودش رو نوشته و در واقع اولین دست نویس خانمی هست   ...
1 شهريور 1393

پارک آنا

یک روز که برای مراسم ختم به مسجد رفته بودیم بابایی کمی دیرتر از قرارمون بیرون اومده بود من و آیلا هم در این فاصله به پارک آنا که مخصوص بانوان هست رفتیم هرچند من اصلا از محیطش خوشم نمی آد ولی برای دقایقی تنوعی بود و در انجا حوض و فوارش برای آیلا دلپذیر بود ولی نمی دونم تو تمام عکسها بد خلق هست خیلی با عشق به فواره ها نگاه می کرد نمی دونم اعتراض برای چی بود ...
1 شهريور 1393

قول بستنی

من دوبار به آیلایی قول بستنی قیفی (که از دستگاه فرت می ریزن ) دادم  و قتی برای خرید رفته بودیم من هم الوعده وفا کردم  و فکر می کنم حسابی بهش چسبید آخه دختر من عاشق دلخسته بستنی هست   نمی دونم این دیگه چه نوع علاقه ای هست هر موقع از جلوی خونه ای که در پارکینگش به صورت سراشیبی هست رد می شیم می گه مامان بریم پایین و از من عکس بگیر این هم نمونه اش هست این هم بستنی برای بار دوم از هولش ریش و سبیل از نوع بستنی رو صورتش کشیده چه با عشق گاز می زنه از هیجان خوردن بستنی چشاش گرد گرد شدن ...
1 شهريور 1393

آیلا و موناجون

یک روز تابستونی عمو دکتر لطف کردن و ما رو برای چیدن آلوچه به باغشون دعوت کردند در ضمن یکی دیگه از دوستان هم دعوت بود که دخترش مونا هم با باباش اومده بود و اونجا این دوتا کوچولو که تقریبا دو سال با هم اختلاف سنی دارند دوست شدند و من هم چند تا عکس انداختم آیلا به سرعت داره می ره مونا رو بلند کنه که خودش بشینه مثل اینکه بالاخره دارن به توافقی می رسن ...
1 شهريور 1393

شیطونک مامان

این دخملی من خیلی شیطون و بلا شده چند روز پیش دور از چشم من به عمه سارا برگشته گفته عمه سارا جون تو رو خدا یک روز نرو سر کار من رو ببر شاهگلی ، عمه سارا هم لطف کرده و یک روزاز کار و زندگی افتاد تا خانمی رو به شاهگلی ببره . تازه بعد از اونجا هم خودش رو خونه عمه سیما جون مهمون کرده و از اونجایی که خودش ظهر ها معمولا نمی خوابه لیلا  و نگار که رفتنتد استراحت بکنند بعد نیم ساعت برگشته به عمه سیما گفته بچه ها بیدار نشدند برم بیدارشون کنم دیر می شه ها  به این می گن دختر دایی آن تایم ...
1 شهريور 1393

مامان کوچولو

آیلا در حال عروسک بازی  بعد از برگشتن از تولد چه مامان با حجابی وای کشف حجاب شد شاید هوا گرمه و این نی نی کوچولو مامانش رو خیلی اذیت می کنه خیلی جدی در حال تعویض پوشک   خوب حالا که نی نی خوابیده کمی با دوستام اختلاط کنم ...
29 مرداد 1393